زشته آدم از مرگ بترسه!
و از ترس مرگ سکوت کنه!
من اون شب ترسیدیم.
با هر صدای شلیکی خودم و جمع کردم و پشت درخت قایم شدم.
امروز که دیدم بچههای شریف و خواجه نصیر و ... ریختن تو دانشگاه دارن شعار میدن بعد این همه فضای ترسناکی که ج ا به نمایش گذاشت، با خودم فکر کردم انگار آدم بعد این همه مرگ نترستر میشه.
چند سال میخوای عمر کنی؟ ۷۰ سال؟ که چی بشه؟ حاجی کوتاه بیا!
برای ۳۰ سال داری چک و چونه میزنی؟
نه واقعا! نه!
خون من رنگینتره؟
معلومه که نیست :)))
جان من هیچی نیست در برابر این جانهای عزیزی که رفت.
هیچی...
مادرمم مثل بقیه ی مادرا!
اونم کنار میاد!
من که ساکت نمیشم.