میگه بهش پرداختی؟
من حتی جرات نکردم برم سر وقتش!
پارسال بعد یکماه فقط یک کلمه به دکتر گفتم دوستم و از دست دادم.
پرسید چرا تو این مدت حرفی نزدم؟
نمیخواستم. نمیخواستم از حرف زدن ازش باور کنم.
میگه باس حرف بزنی با درمانگرت!
زهره اصا بخاطر سیمین درمانش رو شروع کرد.
و من هنوز جرات نکردم.
من حتی بهش عمیق هم نمیشم.
امروز تو گروه مکی زد فقط باید بمیریم که دور هم جمع بشیم؟
یهو یاد سیمین افتادم.
ما آخرین بار سر خاک سیمین دور هم جمع شدیم.