کتاب ۶۰۰ صفحهای افسانه ی عادی بودن گبور مته تمام شد.
این کتاب رو همراه با مستندی که در همین حوزه ساخته بودند تمام کردم و چنان تجربه ی عجیب و شگفت انگیزی داشتم که دلممیخواستم تمام آنچه ادراک کردم را در اختیار عزیزانم بگذارم.
دلم میخواست خط به خط کتاب را برایشان بخوانم و تفسیر کنم. دلم میخواست لحظه لحظه ی آنچه چشیدم را به آنها هم بچشانم.
مدتیست دارم به خودم نهیب میزنم. زمانش که برسد. بنا اگر باشد، آنها خودشان آنچه که نیازشان باشد کشف میکنند.
تو سرت به کار خودت باشد ...
حس این سالکانی را دارم که کشف مهمی کردند که از توان تن خارج است و باید سر به بیابان بگذارند ...