ای جانم ای جانم شجریان داره می خونه به سر شوق سر کوی تو گیرم به دل مهر ره روی تو گیرم

بت من

کعبه ی من

قبله ی من

تویی هر سو نظر سوی تو دیدم.

بعد مدتها امدم نشستم پای لپتاب که رزومه ام را به روز کنم.

یک موسسه ی مشاوره ازم رزومه خواسته.

ساعت لپتابم هنوز ساعت استرالیا را نشان می دهد.

خطی از مهر را در درونم احساس میکنم.

خط زیبایی از مهر ... از امنیت و ارامش.

و البته یک جایی رهایی.

رهایی در عین دردی که دارذ بسیار شیرین و ارام بخش است.

یک روز ضبح بیدار میشوی و می بینی رها شدی ... عجب حس غریبی ست پسر ...

شجریان در ادامه میخونه

بلات به جونوم

نامحربونوم

داغت نبینم .

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۳ساعت 13:10 توسط . |