فاطمه زیر لب می‌گوید، اتفاقی که نباید افتاد!

بعد می‌گوید بی آشیان از غم تو ویرانم ...

در این سرگردانی تنهایمان گذاشتی.

حالا ما ماندیم و سرگردانی و بی کسی ...

+ نوشته شده در دوشنبه ۷ آبان ۱۴۰۳ساعت 12:15 توسط . |