ما را به سخت جانی خود این گمان نبود ...

دایی حسین رفت.

و خونه‌ی ما تو ۵ دقیقه شد صحرای کربلا ...

آدما یکی یکی امدن.

شیون کنان آمدن.

کاش اینجا نبودم.

کاش پر پر شدن سحر و نمیدیدم.

+ نوشته شده در یکشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۳ساعت 23:18 توسط . |