به مامان میگم نهایت آمال و آرزوی من میدونی چیه؟
نگام میکنه ...
میگم اینکه اینقدر به خود شناسی برسم که تو اوج و فرود زیاد نمونم.
برگردم سر جام حالا یکمی، فقط یکمی بالاتر.
درسی که از اوج رو باید بگیرم بردارم.
درسی که از سقوط رو هم باید بگیرم بردارم و بر گردم سر جایی که بودم.
مشاهدگر خوبی باشم.
شنونده ی خوبی باشم.
به آدما کمک کنم به خودشون نزدیک بشن.
هر چند که این خود خیلی سوزانه.