به مامان میگم نهایت آمال و آرزوی من میدونی چیه؟

نگام میکنه ...

میگم اینکه اینقدر به خود شناسی برسم که تو اوج و فرود زیاد نمونم.

برگردم سر جام حالا یکمی، فقط یکمی بالاتر.

درسی که از اوج رو باید بگیرم بردارم.

درسی که از سقوط رو هم باید بگیرم بردارم و بر گردم سر جایی که بودم‌.

مشاهد‌گر خوبی باشم.

شنونده ی خوبی باشم.

به آدما کمک کنم به خودشون نزدیک بشن.

هر چند که این خود خیلی سوزانه.

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۳ساعت 20:10 توسط . |