نگاش میکنم، میگه چپ چپ نگام نکن.
سرم رو میندازم پایین. دوباره سرم رو بالا میارم. دستش رو میذاره رو چشمام.
میگم باید حرف بزنیم.
میگه باید برم.
دوباره دستش رو میذاره رو چشمام.
میگم اگر حرف نزنیم من تا ابد گیر میکنم.
میدونم برات سخته.
میدونم شنیدنش برام سخته.
ولی بیا حرف بزنیم.
نمیتونه ...
بهش میگم دیگه بعید میدونم کسی اینقدر که دوستت دارم پیدا بشه که دوستت داشته باشه.
میگه منم بعید میدونم!
و میره.