عزیزم،
بگذار دستانت را بگیرم.
بگذار در این راه کنارت باشم.
خوب میدانم که چقدر پذیرش آدمی دیگر در این راه میتواند ترسناک و سخت باشد.
اینکه زخمهایت را آشکارا نشانم دهی و من رهایت نکنم.
اینکه من زخمهایم را نشانت دهم و رهایم نکنی.
میفهمم، چقدر میتواند هولناک باشد نشان دادن بخشهایی که خودمان هم از آنها فراری هستیم.
و صمیمیت معنایش همین است.
و مایی که همیشه ترس از دست دادن را به دوش کشیدیم.
و برای از دست ندادن، همان دورها ایستادیم.
و حسرت خوردیم ...