عزیزم،

بگذار دستانت را بگیرم.

بگذار در این راه کنارت باشم.

خوب میدانم که چقدر پذیرش آدمی دیگر در این راه می‌تواند ترسناک و سخت باشد.

اینکه زخم‌هایت را آشکارا نشانم دهی و من رهایت نکنم.

اینکه من زخم‌هایم را نشانت دهم و رهایم نکنی.

میفهمم، چقدر می‌تواند هولناک باشد نشان دادن بخش‌هایی که خودمان هم از آنها فراری هستیم.

و صمیمیت معنایش همین است.

و مایی که همیشه ترس از دست دادن را به دوش کشیدیم.

و برای از دست ندادن، همان دورها ایستادیم.

و حسرت خوردیم ...

+ نوشته شده در یکشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۳ساعت 21:51 توسط . |