دم رفتن گفت قدر مامانتونو بدونین.

خیلی خوبن. خیلی ...

سرم و به نشانه‌ی تایید تکون دادم.

حالا مامان رفته سفر.

جاش خااالیه! زیاد!

هیچوقت اینقدر احساس دلتنگی نکرده بودم.

من چقدر این آدم عجیب و خفن و دوست دارم!

+ نوشته شده در دوشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۳ساعت 22:14 توسط . |