عملا من و سحر با هم بزرگ شدیم.

آن شبی که زهرا رفت، سحر پیش من بود.

از سال بعدش هم که با هم یک مدرسه ثبت نام کردیم و صبح ها می آمد خانه ی ما با هم میرفتیم و بر می‌گشتیم.

چند سال بعدش هم همسایه شدیم و برای ۴-۵ سال همه اش با هم بودیم. همه اش.

هر خرابکاری که فکرش را بکنی ما با هم و سر هم در اوردیم.

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۲ساعت 9:0 توسط . |