RSS
من و برد یه جایی شبیه بهشت.
آتیش روشن کردیم.
چایی گذاشتیم.
همینطور که نشسته بودم و محو زیبایی اطرافم بودم.
صدام زد و گفت تولدت مبارک ...
کاوه گفت تولدش که گذشته!
- آره ولی گذاشته بودم که بیارمش اینجا و بهش بگم :)