من فکر میکنم بزرگترین دشمن انسان، خودشه!
اونجایی که به خوبی میتونه اشکالات دیگران رو تشخیص بده، ببینه!
اما به خودش که میرسه با فیلتر بررسی میکنه.
این و اونجایی بهتر لمس کردم که دیدم به راحتی میتونم نقاط ضعف آدما رو ببینم. اما به خودم که میرسه لنگ میزنم.
یا اونجایی که در ذهنم داستانی رو تحلیل کردم. و مطمئن پاش ایستادم. بعد که برای درمانگرم تعریف کردم ماجرا رو و تحلیل اون رو هم شنیدم از تعجب شاخ در آوردم.
که چطور من این بخش ماجرا رو نادیده گرفتم. و حذف کردم.
برای اینکه به نفعم بود نبینم. راحت تر میتونستم فرار کنم از اون بخش ناقص وجودم.
من از اولین جلسه شروع تراپیم که به ۵ سال پیش برمیگرده تا امروز بزرگترین ترسم اینه که تو تله ی ناخودآگاه بیفتم و کماکان این ترس با من هست.