به نا کجا خیره شده،

خط نگاهش را دنبال میکنم ..

به چی فکر میکنین؟

هیچی، دلم میخواست که بابات تو زندگیمون می بود، دلم مرد می‌خواد تو زندگیم .

غم عالم روی دلم می‌نشیند!

براش توضیح میدم میدونی که اگه بود، کلافه میشدی.

حرف هم را نمیفهمید.

دنیاهاتان از هم دور است.

خودم را گول میزنم.

او را گول میزنم.

چاره ی دیگری دارم؟

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۲ساعت 16:34 توسط . |