آخرین مراجعم رفت و من ماندم و من.
من ماندم و خیال.
چقدر ما آدمها شبیه همیم.
چقدر در هم تکرار میشویم.
دلم میخواهد تک تکشان را موقع خداحافظی بغل کنم و بگویم غمت را میفهمم و نمیفهمم.
خشمت را، شرمت را، حتی شادیت را.
میفهمم و نمیفهمم.
و با همهی این فهمیدنها و نفهمیدنها دوستتان دارم.
عمیقا دوستتان دارم.
رنجتان رنجم است.
شادیتان شادیام است.
و وقتی از این در خارج میشوید تمام هفته منتظر دیدارتانم.
مراقب خودتان باشید.