آخرین مراجعم رفت و من ماندم و من.

من ماندم و خیال.

چقدر ما آدمها شبیه همیم.

چقدر در هم تکرار می‌شویم.

دلم می‌خواهد تک تک‌شان را موقع خداحافظی بغل کنم و بگویم غمت را میفهمم و نمیفهمم.

خشمت را، شرمت را، حتی شادی‌ت را.

میفهمم و نمی‌فهمم.

و با همه‌ی این فهمیدن‌ها و نفهمیدن‌ها دوستتان دارم.

عمیقا دوستتان دارم.

رنجتان رنجم است.

شادی‌تان شادی‌ام است.

و وقتی از این در خارج میشوید تمام هفته منتظر دیدارتانم.

مراقب خودتان باشید.

+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴ساعت 12:43 توسط . |