کیوانلو با یه حالتی بهم میگه منطق و ولش کن!

احساست چی میگه؟

منطقی سازی، دفاعته!

نمی‌خوام از احساسم حرف بزنم.

نِ می خواااااام.

خبر خوب اینه که هاجر رو هم کشوندم گروه.

حالا با اشتیاق بیشتری میرم.

هر چند که امید ندارم هاجر بمونه تو گروه.

بس که ظرف گروه مسخره‌مون کوچیکه!

بعد گروه هم رفتیم خونه هاجر ۳ ساعت بی وقفه حرف زدیم.

خداوکیلی برام سواله که چرا حرفای ما تمام نمیشه 🤔

+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳ساعت 0:13 توسط . |