نگاه کن من و،

خودت خواستی که من قلبم رو ازت بگیرم.

--------

میگه من همیشه بهت بالیدم.

--------

یک آن احساس کردم من بدون مامان و بابام خیلی بدبختم.

--------

کیوانلو میگه ما از هر رابطه ای که بیرون میایم دیگه اون آدم قبل نیستیم.

--------

مامان میگه برو مبارز شو، ولی اینجوری نشین گوشه‌ی خونه به غصه خوردن و کم کم از بین رفتن.

--------

با رنگ و روی پریده و بدون آرایش میرم تو باغ، میگه دکتر چقدر قشنگ شدی ... این دختر خیلی عجیبه!

-------

گلی میپرسه چی شده که داری گریه میکنی؟ سکوت میکنم و دیگه هم به جلساتم ادامه نمیدم.

-------

کیمیا میگه تمام هفته‌ی گذشته نگران سوسن بودم. سوسنی که اینقدر قوی بود چه به سرش اومد که اینجا از گریه نمیتونست حرف بزنه؟ صداش میلرزه وقتی داره اینا رو میگه.

-------

نسترن میگه لامصب حرف بزن وقت داره تمام میشه. چت شده؟

مهر سکوت به لبهام زدن.

-------

میرسم خونه، لباسام و عوض میکنم و میرم ورزش ...

+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳ساعت 23:17 توسط . |