رشت رو به مقصد تهران ترک کردیم.

عجب سفری بود تا به اینجا.

اگه نمی اومدم هیچ کدوم این مکان‌ها، ادمها و ... تجربه نمیکردم.

رنج از دست دادنی که ... البته چه از دست دادنی؟ مگر به دست آورده بودی که بخوای از دست بدی؟

واقعا در عجبم از این حجم توهم.

در این ده روز مدام مرور کردم خودم رو.

و بارها از خودم پرسیدم کدوم از دست دادن؟

سوگوار چی هستی؟

و خوب طبعا پاسخی نداشتم.

به هر حال در رنج بودم. این رنج هر چه که بود به وضوح بزرگ شدن و پخته شدنش رو حس کردم.

من هم که سرم درد میکنه برای غوطه رفتن در این چیزها.

کشف خودم و رنجهام و شادی ها. بعدش هم رشد.

الان هم بی صبرانه منتظرم ببینم مقصد بعدی چی در انتظارمه ...

+ نوشته شده در سه شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۲ساعت 1:16 توسط . |