تمام ناراحتی و عصبانیتش در سکوت خلاصه می‌شود.

از ۱۳ سال پیش که دیدمش همین بود.

در اوج عصبانیت فقط ساکت میشد و حرف نمی‌زد.

باید می‌فهمیدیم خودمان که ناراحت است و دست و پایمان را جمع میکردیم.

هیچ وقت نخواست و نتوانست که صدایش راکمی بالا ببرد.

+ نوشته شده در جمعه ۶ مرداد ۱۴۰۲ساعت 2:44 توسط . |